خرید بک لینک
امروز بی حوصله بیدار شدم.. بی حوصله روزمو سر کردم و حالا میخوام با بی حوصلگی بخوابم... بعدازظهر با بی حوصلگی کنار میز گلهام ایستادم و با خودم گفتم چقدر دلم میخواد که یه روز بی هوا به گلام نگاه کنم و ببینم یه اتفاق قشنگ افتاده.. مثلا کاکتوسی گل داده ب

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

امروز هم با بی حوصلگی شروع شد.. بدون هیچ برنامه و کار خاصی.. صبح همسایه چرخ گوشتم را امانت گرفت و وقتی پس آورد، سایان با صداش بیدار شد و پرید بغلش.. با من خداحافظی کرد که باهاش بره.. دختر کوچولو و بی کس من انقدرررر تنها و بی کس و کاره که اومدن چند ثا

برچسب: روزمرگی, نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

این شبا من دیگه حق ندارم بخوابم.. چون اگر بخوابم سرزنش میشم!!! هر چند کاری ندارم و دوباره در حالت انتظار قرار گرفتم که از یک طرف منتظر دریافت ویرایشهای دکتر و از طرف دیگه منتظر انجام شبیه سازی توسط مهندس حسینخانی هستم... اما به هر حال شبها "باید" بید

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

هرگز از خدا نخواستم که پسر باشی یا دختر.. خجالت می کشیدم از اینکه منو لایق دونسته یه نفر به اشرف مخلوقاتش اضافه کنم، حالا انقدر پررو باشم که تعیین تکلیف هم بکنم..!! البته یک بار خیلی با احساس به بابا ایمان گفتم زن بودن سخته، کاش پسر باشه. و ایمان گفت

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

یه روز طولانی

خونه ی پدر ایمان که حالش بده.. خیلی بد.. دیگه نه غذا میخوره، نه آب، نه حرف میزنه.. اما هنوز متوجه اطرافیان میشه..

خدایا آخر و عاقبت هممون را بخیر کن...

برچسب: روزمرگی, نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

خدایا چطور می تونی عذاب شدن بچه ها رو توسط وحشی ها ببینی و کاری نکنی؟! خدایا بچه ها خیلی معصومند.. اونا گناهی نکردند.. خودت مراقبشون باش..

پ.ن: با دیدن چند تا عکس از نسل کشی مسلمانان میانمار دارم دیوانه میشم.. بغض کردم.. دوباره پر از وحشت و نفرت شدم..

خدیا آخر و عاقبت ما را بخیر کن..

و مراقب دخترم باش..

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

امشب این ترانه رو برای اولین بار شنیدم و دیوانه شدم.. این قشنگترین ترانه ایه که به عمرم شنیدم.. دقیقا یادمه شبی که می خواستم به دنیا بیام.. هیجان زده برابرت ایستاده بودم و داشتی با صدای بمت برام توضیح میدادی که اینجا، این پایین چه خبره..فرشته ها هم

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 7:26

صفحه بندی